الشيخ محمد باقر الشريعتي الأصفهاني

111

تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى )

يا هر فلزى در حرارت انبساط پيدا مىكند و يا هر معلولى علتى دارد چنين قوانين كلى جا و مكان و جهت خاصى ندارند همه‌جا حضور دارند ولى قابل اشاره حسّى نمىباشند . بشر باشد يا نباشد جدول ضرب فيثاغورث حقيقت دارد ، خلاق عالم يك حقيقت مجرد و مطلق و حاكم بر هستى است همه جا هست و هيچ جا نيست . چون نور كه از مهر جدا هست و جدا نيست * عالم همه آيات خدا هست و خدا نيست در آيينه بينيد اگر صورت خود را * آن صورت آيينه شما هست و شما نيست عالم همگى جلوه‌گه شاهد حق است * او را نتوان گفت كجا هست و كجا نيست اين نيستى هست نما را به حقيقت * در ديدهء ما و تو بقا هست و بقا نيست بنابراين خدا عبارت است از هستى مطلق ، علم مطلق ، كمال مطلق ، جمال مطلق ، قدرت مطلق ، او خالق زمان و مكان است وجودش فراتر از زمان و مكان و انديشه است به قول سعدى : نه مركّب بود و جسم و نه مرئى نه محل * بىشريك است و معانى تو غنى دان خالق صفات خدا عين ذات خداست جهان فعل خداست و همه‌جا تجلىگاه حضرت حق است . اين حقيقت را نمىتوان گفت : كجا هست و كجا نيست . بلكه عالم محضر خداست ، و همه‌جا تجليات و جلوه‌هاى او نمايان است . تجلىگه خود كرد خدا ديدهء ما را * در اين ديده درآييد بجوييد خدا را خدا در دل سودا زدگان است بجوييد * مجوييد زمين را و مپوييد سما را كى رفته‌اى ز دل كه تمنا كنم تو را * كى بوده‌اى نهفته كه پيدا كنم تو را غايب نگشته‌اى كه شوم طالب حضور * پنهان نگشته‌اى كه هويدا كنم تو را با صد هزار جلوه برون آمدى كه من * با صد هزار ديده تماشا كنم تو را